*
*
*
*
*
*
*
JavaScript Codes Oneline users :

کدهاي خفن جاوا اسکريپت

حرم عشق
حرم عشق

 

 صفحه اصلي
 
ايميل به نويسنده
 

صفحات وبلاگ

1 2

 

نویسندگان

(16) مهتاب

 

 

 

موضوعات

(16) عمومی
(0) عاشقانه

 

بایگانی

 

 

 

پیوندهای روزانه

گالری عکس
تالار گفتمان

آموزش طراحی وب

 

پیوندهای وبلاگ

عشق نامرئی
کامران نجف زاده
تکه ای از بهشت
دانلود ـ ترفند ـ کد هرچی که بخوای
کوچه گرد
دنيای جوک و اس ام اس
دنيای اس ام اس ها

 

 

 

 
 

سه شنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 10:48 AM

 آخر راه

 

این آخر راهه دیگه باید که تنها بمیرم

تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم

باید برم باید برم باید که بی تو بپرم

آخ که چه سنگین می زنه این نفسای آخرم

سکوت من نشونه ی رضایتم نیست می دونی

گلایه هامو می تونی از توی چشمام بخونی

بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم

دربه در غزل فروش،منم که گیتار می زنم

با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم!

نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو!

 

 


نظرات 4     

دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 9:37 PM

 معرفی

از این وبلاگ هم حتما دیدن کنین!

http://www.parsablog2.iranblog.com


نظرات 2     

دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 4:49 PM

 دانلود

اینم یه اهنگ خیلی قشنگ از محسن یاحقی که برای نامردایی مثل... خونده! برای دانلودش روی ادامه مطلب کلیک کنید.

کنار هر قطره ي اشکم هزار خاطر دفنه

 

اونقدر خاطر دارم که گويي قد يک قرنه

 

گلو مي سوزه از عشقت عشقي که مثه زهره

 

ولي بي عشق تو هر دم خنده با لبهاي من قهره

 

درسته با مني اما به اين بودن نيازارم

 

تو که حتي با چشماتم نمي گي آه دوست دارم

 

اگه گفتي دوست دارم فقط بازي لبهات بود

 

وگرنه رنگ خودخواهي نشسته توي چشمات بود

 

هر چي عشقه توي دنيا من مي خواستم مال ما شه

 

اما تو هيچ وقت نذاشتي بينمون غصه نباشه

 

فکر مي کردم با يه بوسه با تو هم خونه مي مونم

 

نمي دونستم نمي شه آخه بي تو نميتونم

 

گله مي کنم من از تو از تو که اين همه بي رحمي

 

هزار بار مردم از عشقت تو که هيچ وقت نمي فهمي

 

چشام همزاذ اشک و خون دلم همسايه ي آهه

 

زمونه گرگ و عشق تو شبيه مکر روباه

 

شدم چوپان ساده لوح کنار گله ي احساس

 

چه رسمي داره اين گله سر چنگال گرگ دعواست

 

تو اونقدر خواستني هستي که اين گله نمي فهمه

 

اگه لبخند به لب داري دلت از سنگ و بي رحمه

 

ببخش خوبم اگه اين عشق حيله ي تورو رو کرد

 

نفرين به دل ساده که به چنگال تو خو کرد ...



دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 8:18 AM

 تبريک

 

امروز تولد یکی از بهترین دوستامه.

 فاطمه، کسی که با رفتارش و با حرفاش خیلی چیزا بهم یاد داد.

نمی دونم کی می تونم ببینمش و کادوشو بهش بدم!

تا شب نمی خوام بهش زنگ بزنم. البته پارسال هم همین تصمیمو گرفته بودم

ولی حدود یازده صبح بود دیگه طاقت نیاوردم و ...!

ببینیم امسال چی میشه!

-

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو         

         كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو         

         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         

         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         

          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        

         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم        

          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        

         چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون        

          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        

         هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم        

          تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم        

          كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         

         بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         

         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        

         فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.

      تولدت مبارک

-

 


باور کن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز کنارمي گذارم،

 امشب اما همه جملات فرار کرده اند،

همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم
.
.
.
.
.
.

. تولدت مبارک.


نظرات 1     

شنبه، 8 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 8:05 PM

 عاشقانه

از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت

واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت

وقتی نیستی هر غصه است تو صدامه

وفتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت می سوزم

کشکی بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم

حالا عکست تنها یادگاره از تو

خاطراتت تنها باقی مونده از تو

وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش می زنه به این وجودم

کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم!

 



شنبه، 8 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 8:03 PM

 

 

 

شب رفتن تو دیدم خیلیه غمای شاعر،

روی شیشمون نوشتم می شینم به پات مسافر!!!!!!!

 -



شنبه، 8 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 7:59 PM

 

ای کاش می دونستم ستارم الان کجاست!

بعضی وقتا با خودم میگم نکنه ستاره ی من مال کس دیگه ای...

وای نه! حتی فکر کردن بهش عذابم می ده، آخه خودش میدونه که

« من بی ستاره همه عمرم تباهه

روزای عمرم همه رنگ سیاهه

دونه به دونه نفسام بی ستاره

حتی یه ذره بوی زندگی نداره

بی اون نمی خوام دیگه زنده بمونم

جز اون نمی خوام واسه هیچکس بخونم!!!»

«مهتاب»

 

 



شنبه، 8 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 7:58 PM

 سنگدل

آخرین حرفش این بود:« فراموشم کن!»

آه! کاش او ذره ای می دانست معنی عشق را!

آنوقت می فهمید که خواسته اش نا ممکن است.

مگر می شود ستاره ای به دلی بیاید و بعد برود بی آنکه جای خالی اش...!

آه!آه!آه از این همه سنگدلی!

« مهتاب»

 



شنبه، 8 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 7:30 PM



شنبه، 8 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:24 PM

 

بغضی تلخ گلویم را می فشارد .

خشک شدن دشت سر سبز دلم را می بینم و هیچ نمی توانم بکنم.

از آن دشت پر هیاهو و کلبه ی خوشبختی که وسط آن قرار داشت

کویری بیش نمانده . پیش می روم .

آه !  زمین داغش پاهایم را می سوزاند

آسمان تیره ی تیره است اما گرمای شدیدی از آن

صورتم را می سوزاند.

درون کلبه می روم . در و دیوارش را که عنکبوت نومیدی زینت بخشیده

ورانداز می کنم،

حریر نازک پنجره را کنار می زنم .

آه! باغ امید هنوز هم سرسبز است هنوز پرندگان رجا اینجا در حال پروازند،

هنوز هم اینجا قاصدکها با نوای نسیم می رقصند و این یعنی

هنوز هم این دل امید به بازگشت آن سفر کرده دارد.سفر کرده ای که ستاره میخوانمش!

پرده را رها می کنم و روی تخت دراز می کشم.

ساعت روی دیوار به من نیشخند می زند.

چشم هایم را می بندم اما صدای پچ پچ عقربه ها را می شنوم که می گویند:

« زمان گذشت و هیچ خبری از ستاره اش نشد،کسیکه رفته  دیگر باز نخواهد گشت »

و این صدا مدام در گوشم می پیچد:

«کسیکه رفته دیگر باز نخواهد گشت.......!!!!»

یعنی ستاره برای همیشه آسمان دلم را تنها گذاشته؟

باور نمی کنم!

من هنوز هم با بغض تلخ و سنگینی که در گلو دارم منتظرش هستم.

منتظر او ، منتظر ستاره! ستاره ای که زینت بخش آسمان سیاه دلم بود.

 «مهتاب»



دوستان

قالب وبلاگ
 
اخبار ايران
جهانبخشی
تالارهاي گفتگو
 

 

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

 

 

 

 

 

آمار وبلاگ


بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 3
بازديد هاي این ماه : 25
كل مطالب : 16
كل بازديد ها : 1251
ايجاد صفحه : 0.078125 ثانیه

Powered by IRANBLOG

 

 

 

 

 

 

 

 

خبرنامه

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

 

درباره من

 

بنام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت حرف های نگفته ی دلم را در قالب کلامی از جنس غربت به آستان نیلوفری تمام دل های زلال هدیه می کنم و به تک ستاره ام. مهتابم ساکن قم متولد ۲۳ مرداد

 

 

موسیقی وبلاگ

 

 

  چت باکس

 

 

 

   RSS